برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
سفرهای تنهایی همیشه بهترند. کنار یک غریبه مینشینی قهوهات را میخوری. سرت را به پشتی صندلی تکیه میدهی تا وقت بگذرد. به مقصد که رسیدی، کیف و بارانیات را برمیداری. به غریبهی کنارت سری تکان میدهی و میروی. همین که زخم آخرین آغوش را به تن نمیکشی، همین که از درد خداحافظی به خود نمیپیچی، همین که تلخی یک بغض را با خودت از شهری به شهری نمیبری، همین یعنی سفرت سلامت... "نیکی فیروزکوهی - خیال خام"
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
دستِ خودت نیست؛ از یک جایی به بعد دوست داری هیچ نگاهی را به دل نگیری، طعم هیچ لبخندی برایت توتفرنگی نشود...! و تو، همان خودخواهِ سرسخت باشی...
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برف یا باران؟ امسال فهمیدم بیاولویت هر دو. آدمها عوض نمیشوند، من نیز... این وسط زمان است که عجولانه میگذرد؛ خوششانس که باشی، چند درجه نگاهت را میچرخاند به سویی دیگر...
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
یک روز به کافهام خواهی آمد؛ میگویند قهوههای "...سرآمده" بینظیر است! حتمن هست. بازاریاب جوانی میگفت: خلاقیت به خرج دهید! آدمِ مشتریشناس هم، حرف حساب را به گوش میگیرد. مدتیست که سفارشهای تلخ را دوستتر دارم! پیشدستیشان، پر از شعرهای بارانیست. از همانهایی که به هوس میافتی، چند سطریش را مزه کنی. حالا پِچپِچههایی به گوشم میرسد که هوای سرآمده، دونفرهست. میزها را زوج میچینم؛ فردها، جمع میشوند...
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
تصویر رویاهام واضح نیست، گُم میشی از دنیای وارونم. من پشت این پلکای بد خسته، رج میزنم، موهاتو میبافم... آغوش تو، شعرِ شکفتن بود. از بَر شدم حرف نگاهت رو. دست دلم رو شد ولی انگار، حرفای تو، تعارف بیجا بود. +ادامهی مطلب: تنهایی؛ مثل باران پاییزی، وسوسهی قدم زدن است در خیابان؛ که میروی، و باز میگردی؛ و تازه میفهمی: که خیس شدهای، تا مغز استخوانهات! "رضا کاظمی - خیال خام"
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
انگیزه؛ فقط یک کلمه نیست. انگیزه یعنی زندگی، یعنی یک دنیا برای چیزهای بهتر. و این روزها چقدر این معنای زندگی و دنیای بهتر را کم دارم. +گرچه این حرف برای حال الانم نیس، چند روزی میگذره ازش :)
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
عوض شدیم، نه؟! شاید از یه سال پیش، شایدم خیلی پیشتر. قبلنا فکر میکردم چقدر بده که من همهی تعلق خاطرم رو دارم از دست میدم و تو هنوز رشتهی اتصالت رو به یه نفر داری. اما حالا وقتی میبینمت میفهمم؛ اینکه دیگه فهمیدنت آسون نیست، درک کردنت و شاید حتی دوست داشتنت، به خاطر همون اتصالیه که بهش چسبیدی و نمیدونی چقدر بد، داری همرنگش میشی. حس تو هم تغییر کرده به من؟ شاید... توی این فراز و فرود سینوسی، خوب یاد گرفتم که تدریجی عوض شدن یعنی چی. تو، من؛ متغیرِ همین زمانیم.
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
دشوارترین شکنجه این بود که ما، یکیک، به درون خویش تبعید شدیم. +محمدرضا شفیعی کدکنی - خیال خام
+ دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳ | ۰۱:۰۰ | آدرینا عظیمی
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
هر آنچه عیان است لزومن بدیهی نیست؛ اگر نگاهت بیعمق باشد، زندگی همان روتینیست که تکرار میکنی... اما کافیست یک روز دلیلی برای کنکاش بیابی؛ پشت یک لیوان چای هم، رازهای سر به مُهریست!
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
به قول استاد: کارهای زیادی تر و تمیز، یک جایش لنگ میزند! ... زندگیهای آنکادر شده هم، اشتباهیست...! +ادامهی مطلب: یعنی میشود یک روز...؟ +خیالی که از حقیقت وام میگیرد... رنگِ حرفهامان زیادی آشناست؛ انگار مکالمهی دیروز مانندی را مرور کرده باشم، همان قدر نزدیک، همان قدر دور...
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری